✍ به قلم: بابک فرهادی
بازار ایران سالهاست گرفتار نوعی بینظمی ساختاری در شیوه اعلام قیمت و ارائه کالا شده است؛ مشکلی که نه ریشه در اخلاق فردی دارد و نه در کمبود روشهای تجاری، بلکه نتیجه اختلاط روشهای مختلف معاملهگری بدون رعایت قواعد و تشریفات هرکدام است.
در بسیاری از معاملات، فروشنده کالا را عرضه میکند ولی قیمت نمیدهد و منتظر است خریدار «عدد بگوید»—بیآنکه روشن باشد معامله از چه نوعی است: فروش مستقیم، مزایده، توافقی یا صرفاً آزمون شانس؟ همین سردرگمی برای خریدار نیز وجود دارد؛ رفتاری که نتیجه نبود زبان مشترک معاملاتی است.
در دنیا هر مدل معامله قواعدی روشن دارد:
وقتی این تشریفات رعایت نشود، نتیجه میشود: سوءتفاهم، بیاعتمادی، فرسایش روانی، اتلاف وقت و کاهش کیفیت روابط تجاری.
بازاری بدون اعتماد، دیگر بازار نیست؛ میدان جنگ روانی است.
مشکل بازار ما نه بالا یا پایین بودن قیمتها، بلکه عدم رعایت چارچوبهاست. جهان سالهاست تجارت را به علم تبدیل کرده، اما ما هنوز میان «قیمت بده» و «قیمت بدهید» سرگردانیم.