✍ به قلم: بابک فرهادی
در سالهای اخیر، جهان وارد مرحلهای از اقتصاد شده که در آن نوسان، نه پیامد واقعیتهای اقتصادی، بلکه خودِ هدف اصلی شده است. آنچه زمانی واکنش طبیعی بازار به تغییرات واقعی بود، امروز به ابزاری برای انتقال ثروت و کنترل ذهن جمعی مردم تبدیل شده است.
بازارهای جهانی امروز بیش از هر زمان دیگری به اخبار و هیجانات وابستهاند. یک توییت، یک مصاحبه یا حتی یک شایعه کافی است تا قیمتها جهش یا سقوط کنند. پشت این نوسانات، گروههایی قرار دارند که با شناخت دقیق روان جمعی، جریان خبر را هدایت میکنند.
این چرخه نهتنها سرمایههای خرد را میبلعد، بلکه اقتصاد را از مسیر تولید و ارزشآفرینی واقعی دور میکند.
هنگامی که سیاست با سرمایه گره میخورد، اخلاق و منافع عمومی کمرنگ میشود. بسیاری از اظهارنظرهای سیاسی در ظاهر طبیعیاند، اما در واقع بخشی از بازی بزرگ نوسانسازی هستند که از آشوب قیمتها، میلیاردها دلار سود استخراج میکند.
اقتصاد نوسانی، دشمن سرمایهگذاری واقعی است. وقتی سودهای بزرگ در نوسانهای کوتاهمدت نهفته باشد، تولید و پروژههای بلندمدت جذابیت خود را از دست میدهند.
اینجا دقیقاً نقطهای است که اقتصاد از واقعیت جدا شده و تبدیل به بازی ذهنی صاحبان سرمایه میشود.
دنیا بیش از هر زمان دیگر به آرامش و عقلانیت اقتصادی نیاز دارد. تا زمانی که سود در آشوب باشد، عدالت و ثبات اقتصادی دستیافتنی نخواهد بود. مهار چرخه نوسانسازی، تنها راه بازگرداندن اقتصاد به مسیر واقعی است.